عطا ملك جوينى

844

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )

بازمانده و آمر نصّ به حمل او نموده است ؛ لهذا پس از وفات آمر مردم با حافظ موقّتا تا مسئلهء حمل روشن گردد به سمت ولايت عهد و نيابت سلطنت از حمل محتمل بيعت كردند نه به امامت بالاستقلال . و بعدها چون معلوم شد كه حمل دختر بوده « 1 » حافظ در خلافت مستقلّ گشت « 2 » . ( 53 - ) - ص 733 س 1 ، الظّافر : لقب كامل اين خليفه الظّافر بامر اللّه است « 3 » و الظّافر باللّه كه در بعضى مواضع ديده مىشود سهو يا تخفيف و اختصار آنست ، و هو ابو المنصور اسماعيل بن الحافظ لدين اللّه ابى الميمون عبد المجيد « 4 » . ( 54 - ) - ص 733 س 1 ، عبّاس بن تميم : نسبت به جدّ است و هو ابو الفضل عبّاس بن ابى الفتوح بن يحيى بن تميم بن المعزّ بن باديس الصّنهاجى وزير الظّافر بامر اللّه . اينكه مؤلّف گويد عبّاس مذكور ظافر را بكشت مقصود او بلاشك آنست كه وى محرّك قتل او بود نه مباشر چه در حقيقت پسر عبّاس نصر بود كه به تحريك پدر و تحريك اسامة بن منقذ معروف صاحب كتاب الاعتبار خليفه ظافر را در نيمه يا سلخ محرّم سال پانصد و چهل و نه مكرا و غيلة در خفيه به قتل رسانيد و فرداى آن روز عبّاس مذكور براى رفع تهمت از خود دو برادر ديگر ظافر ابو الأمانة « 5 » جبريل و ابو الحجّاج « 6 » يوسف را نيز به بهانهء اينكه ايشان برادر خود را كشته‌اند به قتل آورد و سپس به تفصيلى كه در كتب تواريخ مشروحا مذكور است مجبور شد كه با پسر خويش نصر و اسامة بن منقذ سابق الذّكر از قاهره به جانب شام فرار نمايد . در عرض راه لشكر فرنگ به استدعاى خانوادهء ظافر سر راه بر عبّاس و همراهان او گرفته خود او را كشتند و پسرش نصر را اسير كرده در قفصى آهنين به قاهره فرستادند و در آنجا اهل مصر او را به اشدّ انواع عذاب به قتل آوردند و

--> ( 1 ) - ابن خلّكان ، ج 1 ، ص 336 در ترجمهء حال حافظ . ( 2 ) - رجوع شود به تاريخ ابن القلانسى ص 228 - 229 ، و ابن الأثير در حوادث سنهء 525 ج 10 ص 283 ، و ابن خلّكان در ترجمهء حال حافظ « عبد المجيد » ج 1 ص 335 - 336 ، و مختصر الدّول ص 353 ، و ابن ميسّر ص 74 ، و ابو الفدا ج 3 ص 4 ، خطط مقريزى ج 2 ص 172 - 173 ، و نجوم الزّاهرة طبع ليدن ج 3 ص 1 - 5 . و اينكه گفتيم آمر اولاد ذكورى نداشت مطابق اقوال جمهور مورّخين است ولى ابن ميسّر ص 72 - 74 بر خلاف جميع مورّخين ديگر گويد كه آمر را نه ماه قبل از وفات پسرى متولّد شد و او را وليعهد خود كرد ولى حافظ پس از كشته شدن آمر اين مسئله را از عموم ناس پنهان نمود . ( 3 و 4 ) - رجوع شود به ابن القلانسى 308 ، 329 ، و ابن الأثير 11 : 64 ، و ابن ميسّر 89 - 93 ، و ابن خلّكان ج 1 : 82 در ترجمهء حال ظافر « اسماعيل » ، و مختصر الدّول 360 ، و ابو الفدا 3 : 21 ، و صبح الأعشى 13 : 237 ، و خطط مقريزى 2 : 173 ، و 3 : 89 ، و نجوم الزّاهرة طبع ليدن 3 : 53 . ( 5 ) - ابن ميسّر 93 ، و نجوم الزّاهرة طبع ليدن 3 : 9 . ( 6 ) - نجوم الزّاهرة ايضا .